این روزا هوای مالزی عجیب خنک و عالی شده! دیگه ازون گرما های کشنده و بارونای دیونه کمتر خبری هست.
انگاری میخواد ما خاطره ی یک سال گرما و رطوبت طاقت فرساش رو فراموش کنیم و بعدها برای این هوای خنک و نسیم معطر و صدای نم نم بارون دلتنگ شیم.
خوب حالا اگه ادامه داشت تا رفتنمون حتما گرمای سالی که گذشت رو بهش میبخشیم.
…
و اما من و درسای علی!
کتاب اجتماعی کلاس سوم همون مبحث خسته کننده و تکرارییه که ما بیست و شش سال پیش توی مدرسه میخونیدم. فرقش اینه که گند تر شده. یعنی کسی توی این همه مدت نخواسته یه دستی به سر این کتاب بکشه.
واقعا تهوع آوره
شبا محض زور چپونی برای علی بیچاره میخونمش که بلکه یه چیزای مفیدی!!!!!!! توش پیدا بشه و براش توضیح بدم. امشب رسیدیم به مبحث مربوط به تبلیغات سیاسی و عظمی و این حرفا! هر چند کل کتاب همش آگهی تبلیغاتی پخش میکنه ولی این قسمتش دیگه بد جور چندش آوره!
دیگه نتونستم ادامه بدم. و علی کلی خوش حال شد.
کتاب فارسی هم که دیگه واقعا نا امید کننده است. یه مشت مطالب کسل کننده داره با شعرایی که تابلو به یه یکی پول دادن که مثلا در مورد رفتگر شعر بگو تنها چیزی که توی کتاب فارسی کلاس سوم پیدا نمیشه شعره! یعنی بچه ها حتی یه نمونه شعر خوب نمیخونن اسم یه شاعر خوب رو نمیشنون چه برسه که با شعر گفتن آشنا بشن!
مقایسه میکنم با کتابای انگلیسی که اینجا میخوندن که واقعا کتاب ادبیاتش جذاب و تماشایی بود. پر از داستانای خیلی خیلی قشنگ که بعضی هاشون هم واقعا آموزنده بودن باضافه این که شیوه نگارش بسیار جدی و دقیق به بچه ها آموزش داده میشد.
برای همین هم وقتی که علی قراره یه متن مثلا چند خطی فارسی بنویسه عزا میگره ولی به راحتی یه داستان انگلیسی رو ولو با غلط های گرامری و دیکته ای مینویسه. یعنی میدونه که باید چطوری شروع کنه و چطوری تموم کنه.
صد افسوس
…
اگه یکی بپرسه که: ماههای آخر اقامت خود در مالزی را چگونه گذراندید؟
یه کار مسخره ای که این روزا میکنم اینه که مواد غذایی باقی مونده رو که با زحمت فراوان خودم و مهمانان عزیز به اینجا انتقال داده شده، میخوام تموم کنم! اینه که مثلا کلی جون میکنم تا آلو و آرد نخود و و سبزی و زرشک رو بچپونم توی یه غذا و ازش کوفته در بیارم! میگردم دنبال طرز پختش توی اینترنت.هیچوقتم که دستور کوفته رو یادم نمیمونه!
یاد مامان بزرگ شیدا بخیر با اون کوفته های معرکه که میپخت.
هزار جور روش پیدا میشه یکی رو که هم آلو داشته باشه هم زرشک و هم آرد نخود انتخاب میکنم! بعد خط به خط میرم جلو و درست میکنم.
بعد که کارم تموم میشه میام که صفحه رو ببندم که چشمم میخوره به خط آخر: با نون سنگک، سبزی خوردن و ترشی سرو شود!
دو تا نون تست که داغ شدن رو در میارم و دو تا دیگه میذارم تو تستر و پسرا رو صدا میکنم.